توآن شعری…

تویی شور و تمام ذوق پنهانم

تو آن لبخند یکباره که بر چهره می افشانم

تو با هرکس که بشناسم چقد دوری چقد دوری

ز هرکس سمت تو آید گریزانم گریزانم

تو ماه آسمانی جان…یکی یک دانه ی قلبم

تورا چه میشود نامید بجز عشق بی پایانم؟

دلیل اول و آخر برای هرچه هست و نیست

دلیل هرچه میدانی و من بیش از تو میدانم

تو آنی که میان هر چه شعر دارم

برایت گفته م هربار من آشوبم تو سامانم

تو آن شادی مرموزی که کس رازش نمیداند

تو آن شعری که من جایی برای کس نمیخوانم

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم…

 

خیلی وقت پیش این شعر رو گفته بودم برای جنتلمن جان اما خب…حافظه یاری نکرده بود که یادم بمونه اینجا بنویسمش…

اوم آقای خاص من سرش چندوقتیه خیلی شلوغه، گاهی دلم برای حرف زدن باهاش تنگ میشه

غر زدنا و دعواها و جیغ زدنام به کنار:)) عجب صبری داره که هر چقد زور میگم بهش فقط می خنده^_^

دیشب که سرش حسابی شلوغ بود و هردومون خسته بودیم دیروقت حرف می زدیم و وسط حرفامون خوابم برد…معذرت می خوام سامی🙇

و امروزم که کلا نمیشه باهم باشیم…

هیچ چیزی به اندازه عشق یه آدم رو جذاب نمی کنه…چقد تو خواستنی هستی آخه مرد❤

سامان درسته که باهمیم هر لحظه جات توی قلبمه و حواسمون پیش همه ولی خب دلتنگتم مرد مهربون❤

بهت میگم بداخلاق دوست داشتنی به دل نگیر😂 فقط بخاطر اینه خیلی جدی شدی برای آینده مون و خل و چل بازیای من دمارتو دراورده شرمنده😓

بابت پریشب هم معذرت میخام😂 کلا امروز می خوام ازت معذرت بخوام بخاطر همه اذیت کردنام.ولی خب همش تقصیر خودته دیگه😑دوست دارم همش مختو بخورم وراجم خودتی-____- اینجوریم نگا نکن:/ همینه که هست:|میخاسی زن نگیری:|البته دلتم بخواد من زنت شدم^__^ (میدونم سقف سوراخ شد:))🙈)

خلاصه عاشقتم و دوست دارم و خیلی میخامت و اینا

ببخش که خیلی سر به سرت میذارم.ممنونم ازت بخاطر همه زحمتایی که کشیدی.

لحظه هات رنگی و شاد💋❤

 

درباره نویسنده

یاسمن

کمی شاعرو کلی عاشق
خواننده هرشعری هرخطی هر اثری...
با ادبیات زندگی می کنم...
یک ریاضی دان باید کمی هم شاعر باشد؛)

ارسال دیدگاه

نوشته‌های تازه

بایگانی