سرزمین من

چهره ات کشوری گسترده
پایتختی سرخ را داراست
گفته اند جنگ های بسیاری
از گذشته بر سر آن لبهاست

منم آن شاعر ایلامی
اهل استان غربی و محروم
از پس کوه ها آمده ام
پایتختی بخندد بر روم

چشمهایت کلان شهرانت
چه به هیبت نگاه میدارد
بر مسافر غریب نظر نکنی
چشم روستایی اش می بارد

گونه هایت رشته کوهی ژرف
از شرق تا به غرب این کشور
بچه ی کوه و کمر بودم
کوهنوردی را بلدم دیگر

تخت پیشانی ات ای جان
موج هایی دارد از دریا
دل را بسپارم به امواجش
پس نمیزند دل من را؟

پایتختی سرخ میخواهم
رشته کوه وشهرهای کلان
رد موج های دریایی
سرزمین من تویی به گمان…!

درباره نویسنده

یاسمن

کمی شاعرو کلی عاشق
خواننده هرشعری هرخطی هر اثری...
با ادبیات زندگی می کنم...
یک ریاضی دان باید کمی هم شاعر باشد؛)

دیدگاه

نوشته‌های تازه

بایگانی