به وقت دلتنگی

چند ساعته به وقت دلتنگی قفلم رو همون آهنگ همیشگی…

عیبی نداره چشمتو وا کن…عیبی نداره باز غمگینم…

بازی نکن با قلب داغونم…من آخر بازی رو میدونم…

من آخر بازی رو میدونم؟آخرش اونیه که قول دادیم؟ اون که بهم خورد..

تهش چیه پس؟ته این گریه هام کجاس؟ ته این همه ناراحتی و استرس و حال خراب به چی میرسه؟ نمیشد ماه قسمت من شه؟نمیشد انگار…

عیبی نداره باز غمگینم…عیبی نداره باز غمگینم….

حالم هیچ خوب نیس…فقط:

چه خوب شد آمدی تا بفهمم عشق رویا نیست…

آغوش یک مرد همیشه هوس نیست…

آمدی تا بفهمم زندگی به سبک یک «عاشقانه ی آرام» محال نیست…

مرد من

بمان برای شب های چهل سالگی ام که بی تو بخیر نمی شوند…

بمان برای روزهای پنجاه سالگی ام که بدون تو رنگی نیست…

بمان برای شصت،هفتاد و هشتادسالگی ام …

که همه چیز و همه کس را فراموش کرده ام

بجز

شانه هایی که تنها تکیه گاه بغض های بیست سالگی ام بود…

لطفا بمان برای ابد در من :`)

.

.

بعد 7ماه دلتنگی…با یک دنیا عشق و ارادت♡