نامه ای به دخترم

سلام دخترم

من مادرت هستم.یاسمن.

می خواهم این روزهایی که نیستی از روزهایی برایت بنویسم که قرار بود باشی. ماجرا اینگونه بود که من عاشق شدم…عاشق پدرت.

لابد از خودت می پرسی عشق چیست؟

فکر می کنم در دوره و زمانه ی شما این کلمه مفهومی نداشته باشد‌…

عشق چیز غریبیست دخترم. عشق همانیست که تو حاصلش بودی. عشق یعنی دلت بین همه ی آدم ها برای یک نفر بیشتر بتپد…

عشق پدرت بود…”سامان”

لابد برایت سوال پیش آمده که چطور عاشق پدرت شدم؟!

ماجرای عشق ما از یک معذرت خواهی شروع شد.

من نه پدرت را دیده بودم نه با او حرفی زده بودم.

پدرت مدیر انجمن بود:) همیشه در تصورم مردی بود مشکی پوش که پاهایش را روی میز می اندازد و با تمسخر مارا نگاه می کند. راستش را بخواهی از او می ترسیدم و همیشه از مکالمه با او گریزان بودم:)

تا اینکه ماجرای معذرت خواهی پیش آمد.

باهم حرف زدیم…

فهمیدم که اشتباه کردم و این آقای مدیر پشت اخم هایش دلی مهربان دارد.

عشق این بود که بعد از خداحافظی کلمه به کلمه ی حرفهایش جلوی چشمانم…در گوشم… در ذهنم…می چرخید.
.
.

.
فاصله گرفتم…

فاصله گرفتم اما حواسم بود که حالش خوب باشد…

چند روزی نبود…

جواب تماس ها و پیام های پی در پی ام را نمی داد…

تا اینکه بعد از چند روز پرسید شما؟؟ وقتی گفتم: یاسمن،گفت چه عجب حال مرا پرسیدی:)

نصفه شب …خسته بود…ماجرای فوت مادربزرگش را گفت و نمی دانم چه شد که تا صبح با هم حرف زدیم…حرف زدیم…حرف زدیم…

بعدها گفت عاشقم شده و بر زبان نیاورده:))

روزهای خوب و بد زیادی بینمان گذشت…

از شب یلدا و فوت پدر بزرگ و تولدهایمان… تا شب هایی که بی بهانه با قهر و آشتی به صبح می رسیدند…شاغل شدنش..کنکورهایمان و….

پدرت زیاد جیغ مرا در می آورد و از حق نگذریم من بیشتر اذیتش می کردم:))

دخترم… امشب یک سال از آن چه بر من و پدرت گذشت می گذرد

مدتی ست که حال مادرت خوب نیست…ولی بدان که هنوز عاشق پدرت هست…

پدرت را بیشتر از هر کسی و هرچیزی…حتی بیشتر از تو دوست دارم:’)

با همان شیطنت های دخترانه ات که از من به ارث بردی مثل اولین باری که راجبت با پدرت حرف زدم

بپر روی شکمش موهایت را روی صورتش بریز و بگو : پدر حال مادر دور از تو تعریفی ندارد…آغوشت را به او برسان:’)

وگرنه دخترم تو دیگر نخواهی بود… .

درباره نویسنده

یاسمن

کمی شاعرو کلی عاشق
خواننده هرشعری هرخطی هر اثری...
با ادبیات زندگی می کنم...
یک ریاضی دان باید کمی هم شاعر باشد؛)

ارسال دیدگاه

نوشته‌های تازه

بایگانی